على محمدى خراسانى

69

شرح رسائل (فارسى)

يك لحظه بعد از وضو حادث شود و يا يك ساعت و يا يك روز و يا صد سال ديگر در هر حال رافعيت دارد ولى در غايت زمان خاص مدّ نظر است مثلا وجوب تا روز جمعه ثابت است ، حرمت افطار تا شب ثابت است و . . . به عبارت ديگر : شك در غايت در جائى است كه حكم از نظر زمان ادامه پيدا كند و اين شخص نسبت به غايت زمانى شك كند ولى شك در رافع مربوط به امور غير زمانى است نظير شك در حدث - نوم و . . . ] 5 - و گاهى دليل الحكم اهمال و اجمال دارد و از بيان استمرار و عدم استمرار حكم ساكت است مثلا در باب معاملات شخصى كه مغبون شده شرعا خيار غبن دارد ولى از ادلّه برنمىآيد كه آيا خيار غبن فورى و آنى است كه به محض اطلاع از غبن بايد در اولين فرصت ممكن اعمال خيار كند و الّا حقى ندارد و يا اين حق استمرار دارد و متراخيا هم مىتواند اعمال خيار كند ؟ از ادلّه چيزى استفاده نمىشود و خطاب ساكت و مجمل است . حال گروهى از اصوليين مطلقا استصحاب را حجت دانسته‌اند چه در شك در رافع و چه در غايت و چه در فرض اهمال دليل و گروهى مطلقا حجت ندانسته‌اند و گروهى امثال محقّق اوّل در معارج الاصول و محقق خوانسارى در شرح دروس تفصيل داده‌اند ميان دو قسم اوّل يعنى شك در رافع و غايت با قسم سوّم كه اهمال دليل باشد به اينكه استصحاب را در قسم اخير انكار نموده و در دو قسم قبلى پذيرفته‌اند . البته با اين تفاوت كه در شك در رافع و غايت هركدام پنج قسم متصور است كه محقق اول در همه آنها استصحاب را جارى مىداند ولى آقاى خوانسارى ره تنها در قسم اوّل از پنج قسم يعنى شك در اصل وجود رافع يا غايت استصحاب را جارى مىداند . و امّا در شك در رافعيت موجود با چهار قسم آن و نيز غائيت موجود با اقسامش جارى نمىداند در اينجا براى روشن شدن شك در اصل وجود